منم مثل خیلی ها، یه مقدار زیادی از زندگیم به موسیقی مربوط میشه، یکی از خواننده هایی که صداشو واقعا دوست دارم “کریس را” هست، اول یکم اطلاعات ازش میزارم از سایت ویکی پدیا ، بعد چندتا از آهنگاشو که خیلی دوست دارمو براتون میزارم، هر کسی دوست داشت دانلود کنه،

کریستوفر آنتون ریا ‏(به انگلیسی: Christopher Anton Rea)‏‏ (۴ مارس ۱۹۵۱، میدلزبروگ، انگلستان – ) خواننده ای با صدایی منحصربفرد اهل انگلستان است. وی بیش از ۷۲ میلیون آلبوم در سراسر جهان فروخته‌است.

او تا سن ۱۹ سالگی اولین گیتار خود را کنار نگذاشت. پدرش یک ‏مهاجر ایتالیایی بود و یک مغازه بستنی فروشی در انگلیس داشت و بنابراین کریس با یک دیدگاه رؤیایی ایتالیایی رشد ‏کرد. (جایی که همه چیز آفتابی‌تر و شاد‌تر به نظر می‌رسید و کسانی که بهتر از همه هستند و شما با ‏عمو‌هایتان به نواختن آکاردئون مشغول هستید). این تاثیر امروز هم در بسیاری از آهنگهای وی به چشم ‏میخورد. نواختن سبک بلوز توسط کریس به خاطر معلم وی بود که می‌خواست یکی از انشا‌های او را در ‏مقابل همه کلاس پاره کند و در پی این درگیری وی از مدرسه اخراج شد و با حالتی نا‌امید و شکست ‏خورده پیش یکی از دوستانش رفت و او یکی از آهنگهای «جو والش» را برای کریس گذاشت و بدین ‏ترتیب از آن روز زندگی وی تغییر کرد. کریس ریآ از خانه دوستش خارج شد و اولین گیتارش را خرید. ‏

 خانواده

کریس فرزند Camillo ایتالیایی (وفات دسامبر ۲۰۱۰) و Winifred ایرلندی (وفات سپتامبر ۱۹۸۳) می باشد و دارای دو برادر به نام های نیک و مایک و چهار خواهر بنام های Catherine و Geraldine و Paula و Camille می باشد.

کریس با Joan ازدواج نموده و حاصل این ازدواج دو دختر به نام های جوزفین (متولد ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۳) و جولیاکریستینا (متولد ۱۸ مارچ ۱۹۸۹) می باشد.

فعالبت هنری

در سال ۱۹۷۳ او به یک گروه محلی به اسم «مگدالن» ملحق شد که خواننده آن «دیو کاوردیل» گروه را ‏جهت پیوستن به گروه «دیپ پیپل» ترک کرده بود. «مگدالن» به «بیوتیفول لوزرز» تغییر نام داد و برنده ‏جایزه بهترین گروه جدید سال شد. آنان کم و بیش با نام خود زندگی کردند تا اینکه کریس ریآ گروه را ‏در سال ۱۹۷۷ جهت کار تک نفره (سولو) ترک کرد. ‏

‏ در آپریل ۱۹۷۸ او اجرای تنها (سولو) ی خود را با عنوان ‏‎ «Fool (If You Think It «s Over)» ‎در انگلیس و آمریکا منتشر کرد. ‏ پس از آن کریس ریآ بالغ بر ۲۲ میلیون آلبوم در سراسر جهان به فروش رساند. و مساله غیر عادی اینست ‏که وی بدون وقفه ۱۹ آلبوم در حال کار داشت و در همین دوران کنسرتهایی را با گروهش در سالنهای ‏کنسرت بین المللی اجرا می‌کرد. ‏ کیفیت اجرای کنسرتهای او ناشی از هماهنگی کامل بین خواننده و نوازنده‌ها بود و هرگاه بر روی صحنه ‏احساس ناخشنودی از این هماهنگی می‌کرد با گیتار خود شروع به نواختن و خواندن می‌نمود. ‏

کریس ریآ یک فرد برای نمایشهای بزرگ و با استفاده از جلوه‌ها و افکتهای ویژه نیست بلکه او به صحنه ‏عشق می‌ورزد زیرا که او می‌تواند علاقه شرکت کنندگان در کنسرت و گوش فرادادن آن‌ها به صدایش را درک ‏کند. ‏‎

او خود را درگیر رسوایی و ننگ نکرده و زندگی خانوادگی شادی را برای خود فراهم نموده است. ‏ سرگرمی‌های مورد علاقه وی خیلی واقع بینانه هستند. او عاشق طبخ غذاهای ایتالیایی است. علاقه شدید ‏او به مسابقات اتومبیل رانی و نمایش‌های «فراری» نشان دهنده شخصیت چند وجهی وی می‌باشد. ‏

او همیشه احساس خاصی به سبک بلوز داشته و این مساله بوسیله شعر‌ها و آهنگ‌ها و نوا‌هایی که بر پایه بلوز ‏بوده‌اند، در آهنگهای قدیمی کریس قابل مشاهده است. ‏ کریس ریآ خود را در طاقچه فروشگاه موسیقی قرار نداد، کاملا برعکس، انرژی مثبت آلبوم‌های وی در ‏طول زمان به طور صعودی تازگی خود را افزایش می‌دهد. ‏‎

خوب، حالا که خوندید ، برید ادامه مطلب چندتا هم از آهنگاشو اگه دوست داشتید دانلود کنید..

 

ادامه

۳۰ فروردین ۱۳۹۲

اینجا یک وبلاگ شخصیه، درسته من طراحی سایت انجام میدم و خیلی بهش علاقه دارم، ولی خوب همش که نمیشه مطالب تخصصی باشه،

امروز از یکی از دوستان یک ایمیلی دریافت کردم، به نظر خودم قشنگ بود، دوست داشتم تو وبلاگ خودمم انتشار بدم، تا بقیه دوستان هم اگه دوست داشتن بخونن :

……………………………

افلاطون گفته روح دایره است.
و من دایره های روحم را کشف کردم!
پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم.
در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم
همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم!
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری
دارد که دیگران روی ما می گذارند
به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند
که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند
نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد
و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود
حتی در مقایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی…
در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول
ممکن است باعث شود راهت را گم کنی
یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را “تو” می کند را ازدست بدهی
گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی
به همین دلیل بسیار مهم است
که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند
حتی گاهی بیشتر از آنچه که
خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی
در مواجه با افراد از خودت بپرس
این فرد چه حسی در من ایجاد می کند…
در کنار او می توانم خودم باشم؟
با او می توانم رو راست باشم؟
می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟
در کنار او احساس راحتی می کنم؟
وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟
و وقتی می رود چه حالی می شوم؟
وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او روراستم؟
آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم؟
فلسفه وجود این ۵ دایره، شناخت است، نه پیش داوری
پس با خودت روراست باش
با افرادی که در نظر تو بد خلق اند، مدارا کن
و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد
هر روز زمانی را می گذرانی
باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی
در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری
حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی
ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود
از خودت بپرس
در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟
آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند
با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی…
ارزشهای مشترک با آنها داری
و با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می بینی
دوستان و همراهانی خارق العاده!
دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند
مربیان… آموزگاران
و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند
بیرون رفتن و خندیدن…
چیزی به تو اضافه نمی کنند
ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی
دایره سوم همکاران و اقوامند
و شاید هم آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا
می کنند و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی
هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی
و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند
افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر
دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!
آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند
افراد این دایره لزوما” با خود واقعی تو مرتبط نیستند
حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی
افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند…
در کنار آنها نمی توانی راحت باشی
و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی
دایره آخر جای دورترین افراد است
جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند،
کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند
و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی
خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی
اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند
مستقیما” روح و روان تو را هدف قرار دهند
نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی…
یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند
شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن
چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد
و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی کند!
وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.
انتخاب با توست…
ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم
و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند!
این یکی از حقایق عجیب زندگی است،
و اگر این را بفهمی،

هیچوقت برای تغییر دیر نیست!

۱۲ دی ۱۳۹۱
بالا